كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
84
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
تركمانان را كه پيش آمده بودند گريزانيده جلال الدين ديزك را به قتل آورده و لشكر طرفين چنان برهم تاخت كه غالب از مغلوب كسى بازنشناخت . شعر ز تبريز تا دامن سردرود * روان گشت خوان سپاهى چو رود ز بسيارى كشته در كارزار * نبد هيچكس را مجال گذار ميرزا ابا بكر چون شير گرسنه و گرگ درنده هرطرف مىتاخت و مرد مىانداخت و بر هرطرف حمله مىكرد ، مصرع اگر بر فريدون زد از پيش برد بعد از زمانها كه در درياى قتال غوطه خورده بود چون به مقام خود بازآمد ، سپاه را برهم زده ديد و در ميان گيرودار و اثناى كارزار قضا بساط سلطنت پادشاه معز الدين ميرزا ميرانشاه را درنوشت و دبير تقدير منشور فنا به نام او نوشت . بيت او نيز گذشت از اين گذرگاه * آن كيست كه نگذرد از اين راه ميرزا ابا بكر عزيمت هزيمت نموده به سلطانيه رفت و تركمانان غنيمت فراوان گرفتند و تركمانى سر سلطان شهيد ميرزا ميرانشاه را پيش قرايوسف آورد . قرايوسف قهر كرده فرمود كه گردنش زدند و سر پادشاه سعيد را با بدنش به عزت تمام شسته در سرخاب دفن ساختند و بعد از مدتى شمس غورى نام در صورت درويشان استخوان او را به ماوراء النهر رسانيده در قبة الخضراء كش مدفون شد . مصرع كنج خاك است گنج را مسكن صبح اگر در اين واقعه جامه دريد صادق است و ماه اگر در اين حادثه